تبليغاتX
قادین QADIN

قادین QADIN

گایپ پارتی سینین قادینلار قولو

 

ترجمه مصاحبه يوردنت با خانم فاخته زماني دبير

 انجمن دفاع از حقوق زندانيان سياسي

 آذربایجان (آداپ)

 Image and video hosting by TinyPic

 

صداي مصاحبه- بخش اول

صداي مصاحبه- بخش دوم

 یوردنت: در حضور دبیر انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربایجان، خانم فاخته زماني هستيم. ابتدا از شما تشکر ميکنم که در اين روزهاي پر مشغله اتان فرصتي داديد و اين امکان را فراهم کرديد که يک سري از مسائل روز در حرکت ملي آذربایجان را مورد بحث قرار دهيم. سئوال اولم در مورد مساله دفاع از حقوق بشر و موفقيت هاي استثنائي شما ميباشد. پيش از طرح اين سئوال، لازم است مقدمه مختصري بگويم. اين واقعيتی است و تقريبا تمام ناظران منصف نيز اين را تائيد ميکنند که در ايران، در آذربایجان يک جنبش بزرگ ملي در جريان ميباشد. همه اقشار مردم آذربایجان به حقوق سرکوب شده خود آشنا شده و آنرا قبول کرده و بطور جدي آنرا مطالبه ميکنند. ازنظر فرهنگي و ازنظر سياسي، با حاکميت هشتاد ساله فارس در ايران مرز بندي صورت ميگيرد. اما از طرف ديگر با وجود اين مساله، نمايندگان اين جنبش، افراد و يا تشکيلات مختلف که هر يک بخشي از اين جنبش را نمايندگي ميکنند، هر چه قدر تلاش ميکنند موفق نميشوند که در تفکرات افراد و تشکيلاتي که در درون اين سيستم شوونيستي فارس فعاليت ميکنند تغيير اساسي ايجاد نمايند. هنوز هم در ايران آنهائيکه خود را تشکيلات سراسري قلمداد ميکنند و تحت عنوان اپوزیسیون فعالیت میکنند و همچنین افراد مرتبط با آنان، خواه در داخل و خواه در خارج، از راست گرفته تا چپ، هنوز به تئوري هاي پوسيده هشتاد ساله خود چسبيده اند. در فکر و عملشان هيچ دگرگوني اساسي ديده نميشود. ماهيت واقعي جنبشي را که در آذربایجان ميگذرد تحريف ميکنند. در خصوص آينده ايران، تشکيلات وابسته به جنبش ملي آذربایجان را بصورت جدي به صورت طرف مذاکره قبول نميکنند. در مقابل اينها اما ميبينيم که در مساله دفاع از حقوق انساني آذربایجاني ها، شما و تشکيلاتتان (آداپ) اين سد را شکسته ايد اينجا يک وضعيت استثانئي ديده ميشود، بطوريکه در اينجا حقيقت آنچه که در آذربایجان ميگذرد در ميان سازمان هاي بين المللي و چند مدياي مهم و اثر گذار خود را نشان ميدهد. وقتي به اعلاميه هاي عفو بين الملل نگاه ميکنيم ميبينيم که اعلاميه هاي عمده اش در مورد آذربایجاني هاست. در اينجا سد شکسته شده است. بفرمائيد شما از اين زاويه شرائط را چگونه ميبينيد و به کدام دلائل هست که فعاليت هاي شما تا اين حد قرين موفقيت بوده است.؟

 فاخته زمانی: فرصتي است که در مورد کارهايمان و همچنين دستاوردهايمان مطالبي را با همه مردم در ميان بگذاريم. مساله ای که گفتيد اپوزيسيون و گروه هاي وابسته مستقر در خارج موانعي ايجاد کرده اند حقیقتا مشکلات بزرگي براي مان درست کرده است. يکي از گروه هائي که ما در آن رابطه کار کرديم عفو بين الملل بود که به مسائل آذربایجان توجه زيادي کرده اند. ما اولين دليل آنرا در اين ميبينيم که اينها قانون خوبي دارند مبني بر اينکه در خصوص مسائل هر کشوري، از کارکنان خود آن کشور نميتواند در گير شوند و اين منتج بر اين شده که يک جو بيطرفي در اين سازمان ايجاد شده و به همه مسائل با نظر بيطرفانه برخورد ميشود. از طرف ديگر از آنجا که از هيچ دولتي کمک مالي دريافت نميکنند، اين آزادي را دارندکه در مقابل سياستها و فشار هاي دولتها مقاومت کنند و در دنيا مسائل مرتبط با حقوق بشر را مطرح کنند. عفو بين الملل در واقع نخستين تشکيلاتي بود که حقوق آذربایجاني ها و مشکلات ملتهاي غير فارس را مور توجه جدي قرار داد. علاوه بر اين، جاهاي ديگر نيز از جمله وزارت خارجه آمريکا و يا پارلمان اروپا، سازمان ملل و يا مراکز ديگر بيانيه هاي زيادي ميدهند و از همه فعالان آذربایجان دفاع ميکنند و نسبت به فعاليت هاي آنها روشنگري ميدهند. در مورد مسائل آنها نيز ما با گروه هاي چندي روبرو شده ايم. يکي از آنها که من هميشه مطرح ميکنم يعني ديده بان حقوق بشر، اکثر کارکنانش چون از گروه هاي ايراني است موانع زيادي در مورد حرکات ماه مه ايجاد کردند. اما در سازمان هاي ديگر که افراد بيطرف و يا خارجي کار ميکنند ما تلاش کرده ايم که مسائل را بصورت مداوم با آنها در ميان بگذاريم و سعي کنيم که مسائلمان را به آنها روشن کنيم. هر چه باشد همانطور که اشاره کرديد، وقتي ديدند که از همه اقشار مردم، بازاريها، کارگران، جوانان، دانشجويان، روحانيون و همه گروه ها حضور دارند و در شکلي مدني بدين صورت فعاليت ميکنند و اينها شناسانده شدند، براي اين سازمان ها بسيار مشکل ميشود که دفاع از اينها را رد کنند با اينحال ما باز هم ميدانيم که در اين قسمت ها براي شناساندن زندانيان سياسي مان کارهاي باز هم بيشتري لازم هست و بهمين دليل. آداپ را تاسيس کرده ايم و تلاش ميکنيم که نه تنها خود آذربایجاني ها بلکه کشور هاي ديگر را نيز به اين مسائل آشنا بکنيم و از کمکهاي آنان استفاده کنيم.

 


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 21:20  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

محکومیت شهناز غلامی، فعال زن و روزنامه نگار آذربایجانی

به ۶ ماه زندان

 



شهناز غلامی، روزنامه نگار و از فعالان مسائل زنان در آذربایجان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طرف شعبه ۱ دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ۶ ماه زندان محکوم شده است.

بر اساس حکم صادره قاضی به موجب برخی از نوشته ها و گزارشات خانم غلامی که آنها را موارد تبلیغی علیه نظام تشخیص داده این رأی، را صادر کرده است.

آخرین جلسه دادگاه خانم غلامی ۱۴ شهریور ۸۷ در شعبه ۱ دادگاه انقلاب تبریز بطور غیر علنی برگزار شده بود. در آن جلسه آقای محمد علی دادخواه بعنوان وکیل وظیفه دفاع از غلامی را بر عهده داشت.

گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی شده بود.

تصویر حکم : ۱ ۲

 

ساوالان سسی

+ نوشته شده در  2008/9/21ساعت 2:46  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 


 

دادگاه شهناز غلامی از فعالین حقوق زن در آذربایجان برگزار شد

کانون زنان ایرانی -لیلا صحت:

شهناز غلامی از فعالین حقوق زن در آذربایجان به همراه وکیل خود محمد علی دادخواه، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر ، قبل از ظهر14/6/85 در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه 1 تبریز حاضر شد اتهام وی در برگه احضاریه دادگاه «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده بود.بنا به اظهار شهناز غلامی عمده اتهاماتی که قاضی جهت تفهیم اتهام بر وی، برشمرد نوشتن مقالاتی در مورد خشونت های اعمال شده بر زنان و تبلیغ علیه دولت نهم خصوصا احمدی نژاد بود شهناز غلامی در یکی از مقالاتش از انحصار گری ونقش دولت در ایجاد بحرانهای سیاسی اجتماعی ، توقیف نشریات ، امنیتی کردن فضای کشور انتقاد کرده بود همچنین از دیگر اتهامت وارده به شهناز غلامی میتوان به شرکت در جلسات نهضت آزادی و حمل پرچم در راهپیمایی یک تیر ماه 85 اشاره کرد که شهناز این اتهام را واهی شمرده و گفت در این روز من در تبریز نبودم و در راهپیمایی 86 نیز بعنوان یک خبرنگار حهت تهیه گزارش حضور داشتم

دکتر «محمد علی دادخواه» عضو و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر وکیل شهناز غلامی در دفاع از موکل خود با اشاره به اصل 27 قانون اساسی که راهپیمایی و شرکت در مجامع بدون حمل سلاح از نظر قانون مجاز است اشاره کرده افزود مقالات وی در انتقاد از وضعیت موجود است مانند بسیاری از شخصیت های بلند مرتبه درون نظام که از عملکرد دولت نهم انتقاد میکنند و اتهامات وارده را بی اساس خواند.

گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (زرا) از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه و برابری طلبانه¬اش در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال 1386 به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی شده بود. علاوه بر آن، وی همواره به دلیل فعالیت هایش مورد تهدید و تعقیب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار دارد.

+ نوشته شده در  2008/9/9ساعت 5:17  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

توضيح در باره يك احضاريه


طبق احضاريه اي كه به من فرستاده شده است من بايد در 13/6/87 در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريز براي محاكمه به اتهام "تبليغ عليه نظام" مورد محاكمه قرار گيرم - كه البته از نظر خود من كه شاهد سركوب ها، زندان ها ، شكنجه ها و حذف هاي فيزيكي دوستانم بوده وهستم. اين موضوع چندان مهم و پر اهميتي تلقي نمي شود چراكه اين كمترين هزينه اي است كه يك انسان آزاد و عاشق زندگي براي رسيدن به مطالبات حق پرستانه ، برابري طلبانه و آزاديخواهانه خود مي تواند بپردازد:



"زندگي زيباست اي زيبا پرست "

"زنده انديشان به زيبايي رسند"

" آنقدرزيباست اين بي بازگشت"

"كزبرايش مي توان از جان گذشت"

(مولوي)


البته گفتني ام كه اين اولين باري نيست كه من به عنوان يك منتقد سياسي- اجتماعي براي محاكمه به دادگاه برده مي شوم ، قبلا نيز در سال 1368 مرا به همراه پنج تن از دوستان همفكرم به دادگاه برده اند و درآنجا "آقاي هشيار" قاضي وقت، مرا به هشت سال حبس تعزيري محكوم كرد كه من بعد از تحمل بيش ازنصف حكم صادره ،از زندان تبريزآزاد شدم و بعد از آزادي ام از زندان توسط كميته انضباطي دانشگاه به محروميت از تحصيل نيز محكوم گرديدم و بعد از آن نيز از كليه فعاليت هاي اجتماعي منع شدم و از آن روز تا به امروز به دليل مبارزات سياسي ام در شرايط سخت و ناعادلانه اي بسر مي برده و مي برم ولي هيچ كدام از اين مشكلات و سختي ها مانع از آن نگرديده تا من به حيات مستقل وآزاد خودم نپردازم و اعتراضم را در شرايط مقتضي به زبان هاي مختلف كه يكي از آنها زبان نوشتن است ؛فرياد نزنم .
دلايل متعددي مي تواند براي ارسال اين احضاريه وجود داشته باشد كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره داشت:

مورد اول ترس حاكميت سلطه از نشر اخبار مربوط به حركت هاي اعتراضي است به اين معنا كه آنها نمي خواهند تا جريان سركوب ها ، حذف هاي فيزيكي ، شكنجه هاي رواني و جسمي كه نسبت به آزاديخواهان ، برابري طلبان و هويت طلبان اعمال مي شود در هيچ رسانه داخلي و خارجي منتشر شود .چراكه در صورت افشاء زير پوست بسياري از اين وقايع كه در شهرهاي مختلف اتفاق مي افتد، رژيم توتاليتر حاكم بر سرزمين مادري ما منفور مردم بزرگ آذربايجان و ساير مناطق كشور مي شود و از سوي مجامع جهاني نيز به زير سوال برده مي شود ومجبور مي گردد تا ازطرف سازمان هاي حقوق بشري به نقض حقوق بشر متهم شود چنانكه اخيرا سازمان عفو بين الملل در گزارشي اعلام كرده است:
" طي سال گذشته حداقل 24 نفر درهر هفته اعدام و بيش از 64 نفر محكوم به مرگ شده اند و ايران با 317 اعدام دراين سال رتبه دوم را دراين زمينه دارد .

اين در حالي است كه بنا به گزارش عفو بين الملل تعداد اعدام ها در ايران در سال پيش از آن 177 نفر بوده كه امسال به 317 نفر افزايش يافته است . سياست اعدام در رژيم اسلامي همواره مورد انتقاد گروه هاي حقوق بشر در جهان بوده است. در سپتامبر سال 2007 مجمع عمومي سازمان ملل با اكثريت آراء قطعنامه اي را تصويب كرد كه بر اساس آن مجازات اعدام بايد برچيده شود. اما بسياري از كشورها نظير ايران آن را اجراء نكرده اند."

...كه البته آوردن نمونه هايي از اين نوع رفتارهاي خلاف كنونسيوان هاي خارجي را در كارنامه سياه عملكرد مسئولان رژيم اسلامي را فراوان ميتوان مثال آورد .

دليل ديگري كه براي اين مورد مي توان عنوان كرد، مسئله ايجاد ترس و بيم ورعب دربين فعالان جنبش هاي مختلف همچون جنبش دانشجويي ، زنان و هويت خواهي است كه دستگاه سركوب رژيم مي خواهد تا با افزايش سركوب ها، فشارها ، و تهديدها، و زندانها ،‌اعدام ها و ....جلوي رشد وبارور شدن مطالبات مدني مردم را سد كند تا اينكه ديگر كسي جرات در خواست مطالبه اي را درهيچ زمينه اي نداشته با شد.
امروزدرتمامي كشور بويژه درآذربايجان ما با حجم بالايي از سركوب ها غيرانساني روبروهستيم درطي يك ماه بعد از يك خرداد سالگرد-اعتراض مردم آذربايجان به توهين روزنامه ايران- چندين تن از فعالان حركت ملي آذربايجان توسط نيروهاي سركوبگردر درگيري هاي متفرقه و نيزدرشكنجه گاه هاي اداره اطلاعات تبريز كشته شده اند:

شهادت "قادر صديقي " ومصدوميت شديد دوستانش در جاده سنتو تبريز توسط نيروهاي امنيتي و انتظامي .

مرگ دلخراش فعال با سابقه تبريزي "فرهاد محسني" در زير شكنجه عوامل اطلاعاتي و تهديد خانواده اودرخصوص عدم اطلاع رساني حادثه پيش آمده يكي ازتراژديك ترين حوادث چند هفته گذشته درَآذربايجان محسوب مي شود به گفته يكي از اعضاء خانواده او، فرهاد به احتمال بسيار زياد بر اثر شوك الكتريكي كه به خاطرگرفتن اعتراف به او وارد كرده اند ، جان خود را دست داده است.

شهادت "حاج افشين عرفان خسروشاهي "از ديگر فعالان حركت ملي آذربايجان كه بعد ازشكنجه هاي دردناك فراوان در محل كارش او حلق آويزكردند.

مرگ دو نفر موتور سوار در استان اردبيل كه به دلايل امنيتي خانواده آنها از ذكر نام فرزندانشان ابا مي ورزند .

گذشته ازقتل هاي زنجيره اي اخير كه با بي رحمي ددمنشانه اي  در آذربايجان صورت گرفت است تعداد زيادي از فعالان در زندان هاي رژيم تحت ناعادلانه ترين شرايط ممكن به سر مي برند. كه اسامي تعدادي از آنها به شرح زير مي باشد:

اكبر حسن زاده ، جمشيد زارعي ، امير بنايي سابق ، حسن اسدي ، مهدي نجاري شربياني ، محمد قراملكي ، حامد رضايي ، علي صديقي ، كمال اشرفي ، احد رضوي ، عسكر اكبرزاده ، حسين حسيني ، ابراهيم جعفر زاده و ...

در يك برآورد كلي مي توان مدعي شد طي هفته هاي گذشته به دليل حجم بالاي برخورد هاي غير انساني اعمال شده نسبت به فعالان سياسي ،‌حقو ق بشري ، روزنامه نگاران در مناطق مختلف آذربايجان؛ سازمان هايي كه مدافعان حقوق بشر محسوب مي شوند با نگراني بيشتري روند نقض حقوق بشر در منطقه آذربايجان رادنبال كرده اند. سازمان عفو بين الملل از جمله اين نهادها ي مدني است كه از رژيم اسلامي درخواست كرده است تا روند تزايدي سركوب فعالان ناراضي متوقف نمايد. گفتني است اين نهادهاي حقوق بشري ، وزارت اطلاعات و قوه قضاييه را متهم ساخته اند كه روند دادرسي عادلانه را دربرخورد با متهمان ناديده مي گيرند.

وجود چنين فجايعي در جامعه بحران زده ما لزوم تمركز بيشتر رسانه هاي آزاد را بسيار جدي تر مي كند.

دشمنان خدا و خلق و آزادي با عقول ناقص و بيمارازويروس تماميت خواهي و انحصارگي خود گمان مي برند كه اگر مبارزان راه رهايي و برابري را مورد آزار و اذيت قرار دهند ديگر كسي جسارت " نه " گفتن را ، جسارت اعتراض و انتقاد ورزيدن را نخواهد داشت ؛ حال آنكه چنين تصور خامي در مورد ملت بزرگ ما يك اشتباه استراتژيك است كه دشمنان ما مرتكب مي شوند.چراكه با تشديد فضاي امنيتي در مناطق مختلف نفرت مردم روز به روز از رژيم خودكامه حاكم بيشتر و بيشتر مي شود آنها گمان مي كنند كه با اين روش سركوب كه در پيش گرفته اند جلوي انفجارات بزرگ سياسي را در مناطق مختلف خواهند گرفت حا ل آنكه زلزله سياسي منظور نظر فعالان حقوق بشرو آزاديخواهان اين سرزمين است؛ دير زماني است كه دارد خودش را نشان مي دهد.

ما مردم مبارزي هستيم وازتجربه هاي تاريخي خود آموخته ايم كه هرگز دربرابر ظلم و نابرابري و استبداد مذهبي وغير مذهبي تسليم نشويم ما در گذر از گذرگاههاي پر مخاطره حيات ديناميكي خود آموخته ايم كه چون سرو ايستاده زندگي كنيم و چون سروايستاده بميريم .



ما گر ز سربريده مي ترسيديم
درمجلس عاشقان نمي رقصيديم





شهناز غلامي

+ نوشته شده در  2008/7/24ساعت 1:0  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

دادگاه همدان پرونده مرگ دکتر بنی یعقوب

 را مختومه اعلام کرد

روزنامه سرمایه: بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب دادگاه همدان پرونده مرگ دکتر زهرا بنی یعقوب را مختومه اعلام و برای متهمان این پرونده قرار منع تعقیب صادر کرد.

به گفته ابوالقاسم بنی یعقوب، پدر زهرا، بر اساس رای صادره از سوی جعفری مصلح بازپرس دادسرای همدان که صبح دیروز نوزدهم تیرماه به مادر زهرا در خانه شان در جنوب شهر تهران تحویل شده است، مرگ دکتر زهرا خودکشی عنوان شده است.

در متن رای صادره آمده است:« با توجه به اینکه اصلاً جرمی واقع نشده و وقوع قتل عمد منتفی است، برای همه متهمان پرونده قرار منع تعقیب صادر می شود.» شیرین عبادی و عبدالفتاح سلطانی به وکالت از ابوالقاسم بنی یعقوب علیه مدیر و ماموران مرکز اجرای امر به معروف و نهی از منکر از جمله «سرهنگ محمد حسین ق.»، «رضا ر.»، «غلامرضا ش.»، «امیر م.»، «صیاد س.» و «معصومه خ.» به اتهام قتل عمدی فرزندش دکتر زهرا شکایت کرده بودند.

زهرا بنی یعقوب، پزشک 27 ساله که در حال انجام داوطلبانه طرح خدمات پزشکی در یکی از روستاهای دورافتاده ایران بود، روز جمعه بیستم مهرماه سال گذشته ساعت 10 صبح در محوطه پارک همدان به همراه نامزد خود توسط ماموران ستاد امر به معروف به دلیل نامشخص بودن وضعیت تاهل، بازداشت و به ستاد منکرات منتقل شد. دوروز بعد ماموران بازداشتگاه اعلام کردند زهرا خود را در راهرو طبقه دوم بازداشتگاه با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی حلق آویز کرده و جان باخته است اما خانواده زهرا با تاکید بر اینکه فرزندشان خودکشی نکرده از مسوولان ستاد امر به معروف همدان شکایت کرده اند.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/7/10ساعت 6:2  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

بیانیه عفو بین الملل در خصوص بهروز صفری

 و همسر وی لیلا حیدری

اقدم عاجل شکنجه / زندانی عقیده ؛ نیاز به مراقبت های پزشکی

ایران بهروز صفری آذر بایجانی ایرانی
لیلا حیدری ، همسر او

ترجمه: ساوالان سسی

بهروز صفری از آذربایجان ایران که برای دستیابی آذربایجانیهای ایران به حقوق زبانی خود تلاش میکند، بدون ارتکاب به جرم و بدون محاکمه از ماه ژوئن 2007 در بازداشت به سر میبرد.همسر ایشان خانم لیلا حیدری نیز از تاریخ 28 آگوست 2007 زندانی شده است .هر دو در حال حاضر در زندان اوین واقع در تهران به سر میبرند. جایی که طبق ادعا ها درآنجا شکنجه شده اند و حق دسترسی به وکیل را نداشته اند.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/2/3ساعت 15:28  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

بيانيه جمعي از زنان آذربايجان

 

 

هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر مي برد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقصادي در آن افزوده مي‌شود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوب‌تري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آذربايجاني اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام نموده و خاطرنشان مي‌كند:

 

1 ـ تشديد فيلترينگ سايتها و و توقيف نشريات و اخطار به آنها مبني بر اجتناب از طرح مسائل جدي اجتماعي و ... موجب به بن بست كشيدن روند دمكراتيزه كردن جامعه و بي محتوايي مطبوعات و جرايد شده و نهايتا جريانات اجتماعي را به سوي حركات افراطي‌ سوق خواهد داد. ما زنان آذربايجاني اعتراض خود را به توقيف نشريات، از جمله توقيف ماهنامه" ديلماج" كه به تحليل معضلات آذربايجان و انعكاس قابليتهاي آن مي پرداخت و در صدد ارتقا بار تئوريك فعالان اجتماعي آن بود و علاوه بر آن تريبوني آزاد براي جنبش مستقل زنان آذربايجان نيز محسوب مي‌شد، اعلام مي كنيم. نمونه‌هاي متعدد ديگري را مي توان برشمرد، از جمله نشريه دانشجويي "تلنگر" كه براي طرح مسائل زنان با انتشار اولين شماره خود توقيف شد! و هيئت تحريريه ومدير مسئول آن به حراست دانشگاه تبريز فرا خوانده شدند.

ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف  نشریات مستقل آذربایجان  و پایان دادن به ارعاب مدیران مسئول مطبوعات هستیم  و اخطار به ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هايي كه برخي شماره‌هاي خود را به طرح مسائل زنان اختصاص مي‌دهند، محكوم مي كنيم.

 

2 ـ جنبش زنان آذربايجان همچنان كه از پيشتازان " كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بيشتر شهرهاي پبشتازاين حركت، بعد از تهران از شهرهاي آذربايجان بودند ـ معتقد است آشنايي زنان با حقوق داشته و نداشته‌شان، مهمترين راه براي تعيين و تثبيت خواسته‌هاي آنان به شمار مي‌آيد. ما كماكان حامي كمپين به عنوان كف مطالبات زنان هستيم واين را حق مسلم و ابتدايي هر كسي مي‌دانيم كه ذيل خواستهاي خود را امضا كند. ما هر گونه تهديد يا دستگيري و ارعاب فعالين جنبش زنان را محكوم مي‌كنيم.

 

3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالین جنبش زنان است. در حالي که زنان ترک ، کرد، عرب و...خواسته‌های مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زده‌اند، در راستاي احقاق حقوق ملي خويش و...  نيزمبارزه مي‌کنند و بیشترین هزینه‌ها را متحمل می ‌شوند. چنان چه در ماههای گذشته شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آذربایجان بوده‌ایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان ومردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ايراني را. اما آن چه تامل‌برانگيز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق چه  از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالین سیاسی است که نتیجه اتخاذ چنین رویکردی بازگذاشتن دست سرکوب گران است که با خیال راحت و به‌دور ازنظارت ناظرین حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهي تجزیه‌طلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقي، با بیرحمانه ترین برخوردها، اين افراد را دستگیر و روانه زندان می‌كنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است.

 

 

جنبش زنان آذربايجان، ضمن ابراز نارضايتي خود از تهديد، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعي و سياسي آذربايجان كه اغلب آنها در شرايط بسيار بدي بسر مي برند، معتقد است، ادامه اين روند بر كينه و نفرت مردم اين خطه افزوده و باز تاكيد مي‌كنيم، راه را براي حركات افراطي هموار مي‌‌كند. ما زنان عميقا درك مي‌كنيم كه خانواده‌ها و همسران اين زندانيان از جمله عطيه طاهري  همسر سعيد متين‌پور، رقيه عليزاده همسر عباس لساني و خانواده‌هاي رضا متين پور و جليل غني‌لو و...  بسيار معذب تر از خود آنها هستند.

ما خواهان آزادي اين زندانيان، به ويژه آزادي فوري و بدون قيد و شرط ليلا حيدري هستيم كه به هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسئولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند.

 

لذا، ما زنان آذربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملي)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، باتوجه به وخامت وضعیت سلامتی وي هستیم و از تمامی فعالین جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالین سیاسی انتظارداریم با امضای بیانیه برای آزادی لیلا حیدری، با ما همصدا شده و زنان آذربایجان را یاری دهند.

 

 

 فعالين جنبش زنان آذربايجان                                                                                           

 29/10/86

+ نوشته شده در  2008/1/27ساعت 5:48  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 
وضعیت نامناسب سلامتی لیلا حیدری در پنجمین
 
 ماه بازداشت
 
 
لیلا حیدری، همسر بهروز صفری از فعالان سیاسی آذربایجان که روز ششم شهریور ماه پس از مراجعه به اداره اطلاعات جهت ملاقات با همسرش بازداشت شده بود، با گذشت حدود 5 ماه ، همچنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین نگهداری می شود.

لیلا حیدری پس از بازداشت، مدتی را در بازداشتگاه اطلاعات زنجان نگهداری شد و پس از ان به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی این شهر، به بند 209 زندان اوین منتقل شد.

وی هم اکنون در سلول های 2 نفره ی بند 209 نگهداری می شود.

به گفته منابع خبری، لیلا حیدری که از بیماری قلبی و همچنین میگرن رنج می برد، بارها در زندان دچار حمله های قلبی و میگرن شده است. بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و با اقدامات بهداری زندان بهبود یافته است.

طبق گزارش های رسیده، چندی پیش، "حیدری" در سلول خود، دچار حمله قلبی شد و به بهداری زندان انتقال یافت. گفته می شود، بهداری بند 209، طی گزارشی به مسئولین وزارت اطلاعات نسبت به شرایط نامناسب سلامتی وی هشدار داده و خواهان آزادی او جهت درمان شده است.

ادامه بازداشت لیلا حیدری در حالی صورت می گیرد که قانون، بر مصونیت بستگان متهم از تعقیب و بازداشت تأکید کرده است.

طبق بخشنامه حقوق شهروندی " فقط شخص متهم در مقابل مقامات قضایی، پاسخگوست، احضار و یا جلب بستگان وی اعم از بستگان دور یا نزدیک، ممنوع است."

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن اعلام نگرانی شدید نسبت به شرایط سلامتی لیلا حیدری، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی می باشد. بدیهی است از آنجا که لیلا حیدری در رابطه با گرايشات ایئولوژیک خود بازداشت شده است، زندانی عقیدتی محسوب می شود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  2008/1/16ساعت 6:21  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

لیلا،رقیه،عطیه مینلردی مینلر(1)

ابراهیم ساوالان



قازان خانین آغ بیرچکلی آناسی، قادینی بورلا خاتین

 اسارته گئدندن ، گونش تمثیل چی سی سالجان

 خاتین قارا توکورون قالاسینین باجاسیندان دره لره

 دوزلره باخاندان بری آذربایجان قادینی اسارتله

 تانیشدیر.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/1/14ساعت 11:47  توسط نسرین قاراداغلی  | 

زن در آذربایجان جنوبی

 

سنجش و ارزیابی تمدن هر ملتی با ارزشی که در آن جامعه به زنان داده میشود معیاری مسلم بحساب میآید. در ادواری که این الگو و ارزشها نادیده گرفته شده  و یا بحساب نیامده اند ، آن جوامع بسرعت دستخوش سقوط شده اند. زن مابین جامعه و خانواده همانند پلی بسیار مهم ومستحکم انجام وظیفه میکند.در پیشرفت اجتماع نقش زنان را نمیتوان نادیده گرفت.زنان علاوه بر تربیت افراد جامعه در تشکیل ارتباط مابین اعضای خانواده نقش بزرگ و اساسی دارد.در روند تغییر و تحولات اجتماعی برای تثبیت موقعیت زنان در آذربایجان جنوبی باید به خصوصیات اجتماعی او توجه نمود.بدین صورت میتوانیم هویت فرهنگی زن آذربایجان جنوبی را مطرح سازیم .برای درک هر چه بهتر ابعاد سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی و هنری زن آذربایجان جنوبی قبل از هر چیز باید وضعیت او در طول تاریخ و چگونگی رشد اجتماعی اش توجه کرد .

ترکها از تاریخ تثبیت موجودیت ترکها تا قبول دین اسلام در قرن هشتم میلادی زنان با مردان از نظر تمامی حقوق مساوی بودند.در دورانی که حاکمیت هونها ادمه مییافت خاقان دولت با خاتون خود همواره یکی بوده و تصمیمات را بشکلی مشترک اتخاذ مینمودند


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/1/14ساعت 10:0  توسط نسرین قاراداغلی  |