تبليغاتX
قادین QADIN

قادین QADIN

گایپ پارتی سینین قادینلار قولو

gaipq.jpg
+ نوشته شده در  2011/3/9ساعت 18:41  توسط نسرین قاراداغلی 

 

Kadınların değeri erkeğin verdiği kadar

.

Kadınlığı yaşamak değişken. Erkek ne kadar değer verirse kadın o kadar değerli oluyor. İnsan kadın olduğunu o zaman anlıyor. Evde temizlik yapıp kocasına hizmet etmek bir kadınlık göstergesi. Kadınlarla anlaşırım ama sanıyorum erkeklerle daha iyi anlaşıyorum. Dedikodu yapmam çünkü kimsenin hayatıyla ilgilenmiyorum.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2009/2/27ساعت 6:53  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

فعالان اجتماعی برابری خواه

سعیده اسلامی

...وضعیت فعالین سایر حرکت های برابری طلب و آزادی خواه همچون هویت طلبان، معلمان، پرستاران، و نیز فعالان کارگری بعضا بسیار دل آزارتر از این هست. در آذربایجان جوانان متعهد آن مرز و بوم، شورمندانه و با جدیت کامل، احترام به فرهنگ و زبان ملی خود را طلب می کنند و حق برابر در آموزش و تحصیل و برخورداری از امکانات برابر فرهنگی در سراسر کشور را فریاد می زنند. شگفتا صدای آنان نه تنها در میان حاکمان بلکه حتی در میان روشنفکران مرکزنشین ، رسانه ها و فعالین دانشجویی که - خود را دیده بان جامعه مدنی می خوانند - نیز شنیده نمی شود و اگر حکومت اعتراض آنها را با زندان و تبعید پاسخ می گوید فعالان جامعه مدنی و ارباب جراید و رسانه ها و احزاب نیز با سکوت خود به همراهی و همدلی در تداوم نابرابری ادامه می دهند، و چنین است که عبدالله عباسی به جرم خواندن فاتحه، همسایه عالیه و ساکن اجباری اوین می شود و پنج جوان دیگر در اردبیل منتظر پنج سال حبس، در تبعبد می مانند.

آزادی و برابری، از حقوق جدایی ناپذیر و آرمان همه ما انسان ها از هر قوم و ملیت و زبان و جنسیت و مذهبی است، آن را پاس بداریم.

یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2009/2/27ساعت 6:44  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

کمیته دفاع از حقوق زنان در آذربایجان شمالی

 تاسیس شد 

Image and video hosting by TinyPic 

09.02.09 18:24

 

آذربایجان ، باکو ، 21 بهمن/ «ترندنیوز» ، خبرنگار: ک. ضربعلی اوا/ در اذربایجان برای دفاع از حقوق زنان  کمیته مقابله با اعمال زور علیه زنان تشکیل شده است.

مسئول واحد مطبوعاتی اتحادیه اجتماعی حمایت از زنان موسوم به دنیای تمیز روز دوشنبه در گفتگو با ترندنیوز گفت:این کمیته توسط اتحادیه دنیای تمیز ،سویل حمیداوا رییس موسسه پلیورئالیسم سیاسی مرکز مصلحت زنان و رهبران شرکت حقوق  Lex Consult  تاسیس شده است.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2009/2/9ساعت 19:6  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

اسيد پاشي به صورت دختران افغان

مقامات در جنوب افغانستان مي گويند، مردان ناشناس در ولايت قندهار در جنوب افغانستان به سر و صورت دست كم پانزده تن از دختران دانش آموز اسيد پاشيده اند. مقامات وزارت معارف گفته اند در اين حادثه پانزده تن به شمول دو آموزگار مجروح شده اند، اما مقامات محلي قندهار شمار مجروحان اين حادثه را سي تن اعلام كرده اند.

محمد داوود فرهاد مسئول بخش جراحي در شفاخانه ميرويس قندهار گفت شش تن از اين دختران به شفاخانه منتقل شدند و سه تن از آنها به دليل جراحت چشم تحت مداوا قرار دارند اما زخم هاي بقيه دانشجويان سطحي بوده است.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2009/1/26ساعت 2:6  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

حکم سنگسار دو خواهر در شهريار كرج - آزربايجان

 لغو شد


میللی حرکت دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷:
رادیو زمانه: آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه دستور لغو حکم سنگسار دو خواهر را که به «زنای محصنه» متهم شده بودند، صادر کرده است.

عالی‌ترین مرجع قضائی ایران ۱۵ بهمن ماه سال گذشته حکم سنگسار این دوخواهر را تائید کرده بود.

زهره کبیری ۲۷ ساله و آذر کبیری ۲۸ ساله، دو خواهر جوان ساکن محله خادم‌آباد، در حاشیه شهریار - نزدیک کرج- (آزربايجان) هستند که با ‏شکایت شوهر یکی از این دو زن، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت شدند.

آنها با این‌که یک‌بار بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق خوردند در حکمی دیگر این بار به سنگسار محکوم شدند.

جابر صولتی وکیل این دو زن در گفتگو با رادیو زمانه با اعلام این خبر گفت: «برای این پرونده دو بار حکم صادر شده بود و زمانی که حکم قطعیت یافت و برای اجرا رفت، من وکالت این پرونده را بر عهده گرفتم و از طریق دادستانی کل کشور، با بیان اشکالات پرونده، درخواست تجدید نظر کردم.»

وی اضافه کرد: «بر اساس این درخواست، آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه این حکم را خلاف بین شرع و قانون تشخیص دادند و دستور لغو آن و رسیدگی مجدد به پرونده را صادر کردند. حالا ممکن است که قضات جدید باز هم بر حکم قبلی اصرار بورزند و ممکن است که نقض بکنند و حکم برائت بدهند.»

براساس گزارش‌ها، این دستور شنبه گذشته هفدهم مهرماه صادر شده و پرونده آنها به شعبه هم‌عرض (شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان) برای رسیگی ارجاع خواهد شد.

۱۵مرداد ماه امسال نیز سخنگوی قوه قضائیه از لغو حکم چند زن و مرد محکوم به سنگسار خبر داده بود.
قوه قضائیه در آن زمان، پس از آن‌که فعالان حقوق بشر از سنگسار قریب الوقوع ۹ زن و مرد که این دو خواهر نیز در میان آنها بودند، ابراز نگرانی کردند،دستور لغو این احکام را صادر کرد.

آقای ‌شاهرودی یکبار در اواخر سال ۲۰۰۲ با صدور دستوری اجرای حکم سنگسار در ایران را متوقف کرد.
اما با این حال، جعفر‌کیانی در ژوئیه سال ۲۰۰۷ به دلیل ارتکاب زنای محصنه در روستایی در استان قزوین (آزربايجان) سنگسار شد که این اقدام واکنش تند بین‌المللی را به همراه داشت.

در جمهوری اسلامی، جرم‌هایی همچون قتل، تجاوز به عنف، سرقت مسلحانه، قاچاق مواد مخدر در مقیاس بزرگ و زنای محصنه، مجازات مرگ دارد.
براساس قوانین موجود ایران، مجازات زنای محصنه سنگسار است.

در اجرای حکم سنگسار و بر اساس ماده ۱۰۲ و ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی مردان باید تا کمر و زنان تا سینه در گودال دفن شوند و «بزرگی سنگ در رجم نباید به حدی باشد که با اصابت یک یا دو عدد شخص کشته شود، همچنین کوچکی آن نباید به اندازه‌ای باشد که نام سنگ بر آن صدق نکند».

در ماده ۱۰۱ نیز آمده است که حاکم شرع باید مردم را از اجرای حکم سنگسار آگاه کند و حداقل سه نفر از مومنین باید در این امر شرکت کنند.

زنای محصنه، ارتباط جنسی مرد یا زن متاهل با فرد دیگری است و در قانون مجازات اسلامی یکی از سخت‌ترین مجازات‌ها برای آن در نظر گرفته شده است.
به غیر از ایران، سنگسار در کشورهای افغانستان، سودان، نیجریه، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز مجازاتی رایج است

+ نوشته شده در  2008/10/15ساعت 4:45  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

تا وقتي سنگسار در قانون است اجرا هم مي شود

گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎شادي‎ ‎صدر‎ ‎فعال‎ ‎زنان - چهارشنبه 30 مرداد 1387 [2008.08.20]

‎ ‎اميدمعماريان
‏‎ ‎omid@memarian.info ‎

شادي‎ ‎صدر‎ ‎وکيل،‎ ‎فعال‎ ‎حوزه‎ ‎زنان‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎اعضاي‎ ‎اصلي‎ ‎کمپين‎ ‎ضد‎ ‎سنگسار‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز،‎ ‎به‎ ‎ويژگي‎ ‎هاي‎ ‎اعلام‎ ‎توقف‎ ‎اجراي‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎توسط‎ ‎قضاييه‎ ‎پرداخته‎ ‎است. ‏‎ ‎صدر‎ ‎معتقد‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎بايد‎ ‎با‎ ‎حمايت‎ ‎از‎ ‎افراد‎ ‎مصلحت‎ ‎گرا‎ ‎در‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه،‎ ‎مسير‎ ‎را‎ ‎براي‎ ‎حذف‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎از‎ ‎قانون‎ ‎هموار‎ ‎کرد.‏‎ ‎‏ هر‎ ‎چند‎ ‎به‎ ‎گفته‎ ‎اين‎ ‎وکيل‎ ‎دادگستري،‎ ‎چنين‎ ‎تصميمي‎ ‎بيشتر‎ ‎جنبه‎ ‎سياسي‎ ‎دارد‎ ‎و‎ ‎عملا‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎معني‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎تصميم‎ ‎گرفته‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قانون‎ ‎را‎ ‎اجرا‎ ‎نکند، ‏‎ ‎ولي‎ ‎قضات‎ ‎هنوز‎ ‎مي‎ ‎توانند‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎صادر‎ ‎کنند.‏‎ ‎‏ اين‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎خوانيد.‏

shadisadr.jpg

‎ ‎‎‎اعلام‎ ‎متوقف‎ ‎شدن‎ ‎اجراي‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎توسط‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎تا‎ ‎چه‎ ‎حد‎ ‎جدي‎ ‎است؟‎ ‎اين‎ ‎آيا‎ ‎يک‎ ‎تصميم‎ ‎اداري‎-‎‏ ‏سياسي‎ ‎است‎ ‎يا‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎هرحال‎ ‎مسوولين‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎جمع‎ ‎بندي‎ ‎رسيده‎ ‎اند‎ ‎که‎ ‎اندک‎ ‎اندک‎ ‎اين‎ ‎نوع‎ ‎مجازات‎ ‎را‎ ‎ابتدا‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎اداري‎ ‎وبعد‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎قانوني‎ ‎کناربگذارند؟‎
‎ ‎
در‎ ‎دنيا‎ ‎مجازات‎ ‎اعدام‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎شکنجه‎ ‎هاي‎ ‎بدني‎ ‎اول‎ ‎در‎ ‎رويه‎ ‎هاي‎ ‎قضايي‎ ‎از‎ ‎بين‎ ‎رفته‎ ‎و‎ ‎بعد‎ ‎از‎ ‎آن‎ ‎از‎ ‎قانون‎ ‎حذف‎ ‎شده‎ ‎است‎. ‎اگر‎ ‎ما‎ ‎خوشبين‎ ‎باشيم‎ ‎مي‎ ‎توانيم‎ ‎بگوييم‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎سنگسارهم‎ ‎ابتدا‎ ‎تغيير‎ ‎در‎ ‎رويه‎ ‎قضايي‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎ ‎و‎ ‎بعد‎ ‎تغيير‎ ‎قانون‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎شود‎. ‎‏ با‎ ‎اين‎ ‎وجود‎ ‎از‎ ‎اينکه‎ ‎چقدر‎ ‎تصميم‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎جدي‎ ‎است‎ ‎خبر‎ ‎ندارم‎. ‎‏ موضوع‎ ‎اصلي‎ ‎اين است که‎ ‎تا‎ ‎زماني‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎در‎ ‎قانون‎ ‎است‎ ‎قضات‎ ‎مکلف‎ ‎هستند‎ ‎قانون‎ ‎را‎ ‎اجرا‎ ‎کنند. ‏‎ ‎اجراي‎ ‎اين‎ ‎قانون‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎معناست‎ ‎که‎ ‎اگر‎ ‎ببينند‎ ‎که‎ ‎پرونده‎ ‎اي‎ ‎شرايط‎ ‎صدور‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار - رجم‎ ‎‏- را‎ ‎دارد،‎ ‎اين‎ ‎حکم‎ ‎را‎ ‎صادر‎ ‎خواهند‎ ‎کرد. ‏‎ ‎بنابراين‎ ‎تا‎ ‎زماني‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎در‎ ‎قانون‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎اين‎ ‎احکام‎ ‎هم‎ ‎صادر‎ ‎خواهد‎ ‎شد‎. ‎‎ ‎اينکه‎ ‎از‎ ‎مجموعه‎ ‎رياست‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎اعلام‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎اجراي‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎متوقف‎ ‎شده‎ ‎موضوعي‎ ‎سياسي‎ ‎است‎. ‎البته‎ ‎نمي‎ ‎گويم‎ ‎چنين‎ ‎اراده‎ ‎اي‎ ‎نيست‎ ‎يا‎ ‎دروغ‎ ‎مي‎ ‎گويند‎. ‎‏ اما‎ ‎تصميمي‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎جمعي‎ ‎در‎ ‎دستگاه‎ ‎قضا‎ ‎يا‎ ‎حتي‎ ‎رييس‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎بگيرد. ‏‎ ‎براي‎ ‎اينکه‎ ‎قاضي‎ ‎مستقل‎ ‎است‎ ‎وتنها‎ ‎تکليفي‎ ‎که‎ ‎دارد‎ ‎اجراي‎ ‎قوانين‎ ‎است‎ ‎وقرار‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎قاضي‎ ‎قانون‎ ‎را‎ ‎اجرا‎ ‎نکند‎.‎‏ بنابراين‎ ‎اعلام‎ ‎اينکه‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎اعمال‎ ‎نمي‎ ‎شود‎ ‎به‎ ‎معناي‎ ‎اجرا‎ ‎نکردن‎ ‎قانون‎ ‎است‎. ‎‎


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/8/20ساعت 14:55  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

فرودستی بیشتر زنان در  " لایحه حمایت خانواده "

 

 

دکتر نیره توکلی 

لایحه حمایت خانواده دولت در چند روز آینده در مجلس مطرح خواهد شد. در این لایحه از جمله برای مردان حق ازدواج دائم بعدی بدون موافقت همسر اول در نظر گرفته شده است. این مسئله و نکات دیگری از این لایحه، از موضوعاتی هستند که  مخالفت شدید طیف های گوناگون زنان از گروه های سیاسی و اجتماعی مختلف را برانگیخته است. دویچه وله نظر خانم دکتر نیره توکلی، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل زنان را در این مورد جویا شده است.

 

 

دویچه وله: خانم دکتر توکلی، چه نکاتی در لایحه حمایت خانواده پیشنهادی دولت وجود دارد که این چنین مورد انتقاد طیف وسیعی از فعالان و مدافعان حقوق زنان قرار گرفته است؟

 

توکلی: مهمترین قضیه این است که در ماده ۲۳ لایحه پیشنهادی دولت آمده است که اختیار همسر دائم بعدی منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجرای عدالت بین همسران است. بنا بر این صیغه کردن و نکاح منقطع نه نیازی به رضایت زن اول دارد و نه نیازی به اجازه و مجوز دادگاه. این عملا اجازه دادن به چند همسری است در لوای قانون. زن تا کنون حقوق خیلی اندکی در مقایسه با مردان داشت؛ حتی آن حقوق هم از او گرفته می شود.

 

دویچه‌ وله: به این ترتیب این پرسش مطرح می شود ...


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/8/15ساعت 0:7  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

لايحه چند همسري در كميسيون حقوقي و قضايي

مجلس تصويب شد!

طبق ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده، مردان فقط به شرط دارا بودن تمکن مالی حق ازدواج های مجدد دارند و شرط موافقت همسر اول که تا پیش از این در قانون وجود داشت، حذف شده است.

[زنان ] - يكشنبه 30 تير 1387


لايحه چند همسري در كميسيون حقوقي و قضايي مجلس تصويب شد!.

كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هشتم در حالي در دومين ماه كاري خود، كليات لايحه حمايت از خانواده را بدون هيچ تغييري به تصويب رساند كه نمايندگان مجلس هفتم تمام تلاش خود را كرده بودند تا اين لايحه جنجال برانگيز در مجلس قبلي مطرح نشود. طبق ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده، مردان فقط به شرط دارا بودن تمكن مالي حق ازدواج هاي مجدد دارند و شرط موافقت همسر اول كه تا پيش از اين در قانون وجود داشت، حذف شده است. مخبر كميسيون قضايي و حقوقي مجلس هشتم در روز ۱۸ تيرماه از تصويب كليات اين لايحه در كميسيون خبر داده بود؛ خبري كه به دليل هياهوهاي موجود در عرصه سياست داخلي و بين المللي از چشم رسانه ها دور ماند. امين حسين رحيمي به ايسنا گفته بود؛ لايحه حمايت از خانواده براي اجرايي شدن بند «۳» از اصل ۲۱ قانون اساسي تنظيم شده و هدف آن حمايت از خانواده و جلوگيري از فروپاشي بنيان خانواده است. موسي قرباني عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با تاييد اين خبر به اعتماد گفت؛ «كليات اين لايحه در شور اول بدون هيچ تغييري به تصويب رسيده است.» وي در پاسخ به دليل حذف نشدن ماده ۲۳ به رغم كليه جنجال آفريني ها و بحث برانگيز بودن اين ماده گفت: «اين ماده، كاملاً مطابق شرع است و جنجال را هم شما ايجاد كرديد. اين ماده شرعي است و در مجلس هم به تصويب مي رسد و هيچ كس جرات و حق مخالفت با آن را ندارد.» انتقادهاي صورت گرفته به اين لايحه تا آنجا گسترده شده بود كه بسياري از نمايندگان مجلس هفتم از تصويب نشدن يا تغيير ماده ۲۳ اين لايحه سخن گفته بودند، اما قرباني درحالي با تاكيد بر تصويب اين لايحه در مجلس هشتم سخن مي گويد كه در تماس اعتماد با وي در ماه هاي پاياني عمر مجلس هفتم، اطمينان داده بود كه عمر مجلس هفتم كفاف رسيدگي به اين لايحه را نمي دهد و به همين دليل هرگونه بحث در اين مورد را منتفي دانسته بود.

 

لايحه حمايت از خانواده از معدود لوايحي است كه قبل از طرح در صحن علني مجلس با موج گسترده يي از انتقادات و اعتراضات روبه رو شد. اين لايحه در روز چهارم شهريورماه سال گذشته در كميسيون فرهنگي مجلس مطرح شد. پخش محتواي اين لايحه علاوه بر اعتراض هاي شديد مدافعان حقوق برابر و فعالان زن، موجي از اعتراضات و انتقادهاي گروه هاي مختلف سياسي را هم به همراه داشت؛

 

اعتراض دبير جامعه زينب و زنان اصولگراي مجلس، نامه اعتراض آميز جمعي از تشكل هاي زنان به مجلس هفتم، بيانيه دوهزار نفر از مدافعان حقوق برابر، بيانيه جبهه مشاركت و فتاوي آيت الله صانعي در اعتراض به برخي مفاد اين لايحه. اما اعتراض ها فقط در حد مخالفت باقي نماند و جمعي از تشكل هاي صنفي زنان در نامه اعتراض آميز سرگشاده يي خطاب به نمايندگان مجلس، ۲۳ اشكال لايحه حمايت از خانواده را فهرست كرده و مجموعه پيشنهادات و ديدگاه هاي ارائه شده توسط صاحبنظران و كارشناسان در ميزگردهاي تخصصي را مطرح كردند به اين اميد كه «با تعامل لازم و تبادل ديدگاه ها و نظرات كارشناسي و با رفع نگراني هاي موجود، منافع زنان و به تبع آن منافع جامعه بيش از پيش تضمين شود.» پيش از اين محمدحسين فرهنگي نايب رئيس كميسيون حقوقي مجلس هفتم به اعتماد گفته بود؛ «فضاي كنوني مجلس به طور مشخص با مواد ۲۳ و ۲۵ مخالف است كه يكي به اجازه ازدواج مجدد مردان بدون اجازه همسر اول برمي گردد و ديگري هم گرفتن ماليات از مهريه موقع ثبت ازدواج. به همين دليل امكان تصويب اين دو ماده از لايحه بسيار ضعيف است.» وي البته اين قول را هم به اعتماد داده بود؛ «هر وقت لايحه حمايت از خانواده در كميسيون حقوقي مطرح شود، نمايندگاني از جانب فعالان زن براي طرح انتقادات و نظرهايشان در اين كميسيون حضور يابند.»

 

هرچند دامنه اعتراض ها به اين لايحه كه كارشناسان آن را گامي در جهت تزلزل بنيان خانواده ذكر مي كردند تا آنجا گسترده شد كه جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه، از دولت خواست ماده ۲۳را از لايحه حذف كند چون در لايحه ارائه شده قوه قضائيه به دولت، اين ماده وجود نداشته است و نمايندگان مجلس هفتم با ترديد از مطرح شدن اين لايحه در مجلس هفتم صحبت مي كردند تا با موكول كردن آن به مجلس هشتم، در قبال مخالفت هاي صورت گرفته از خود سلب مسووليت كنند، اما اين لايحه به زودي در صحن علني مجلس مطرح خواهد شد.

 

اعتماد

+ نوشته شده در  2008/7/28ساعت 2:14  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

فقر زنانه

«فقر زنانه»

فقر زنانه يكي از مهمترين معضلات عصر حاضر است كه ميليون ها نفر انسان را به خود گرفتار كرده است و در اين ميان زنان قربانيان تلخ فقر در جهان به شمار مي روند.        

هر چند به علت كمبود اطلاعات درباره ي گرههاي مختلف زنان فقير تحليل اين پديده در ايران به خوبي امكان پذير نيست اما همين اطلاعات محدود نيز نشان دهنده اين واقعيت تكان دهنده و تأسف انگيز است كه زنان به مراتب بيشتر از مردان از مسئله فقر آسيب مي بينند.                                


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/7/22ساعت 4:50  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

 

نگاهی به حرکت زنان در حکومت عثمانی

 

نوشته: آونی اوزگورل/ Avni Özgürel  

 

آونی اوزگورل/ Avni Özgürel      اگرچه پیشگامان حرکت زنان در امپراتوری عثمانی مانند زنان پیشاهنگ دنیای غرب جزو طبقه کارگر محسوب نمی شدند و اکنون نیز یادی از ایشان به عمل نمی آید، این گروه برای تامین حضور زنان ترک در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، هنری و سیاسی تلاشی خستگی ناپذیر را به انجام رساندند. راهپیمایی زنان کارگر آمریکایی در روز هشتم ماه مارس سال 1857 که با هدف هایی همچون دستیابی به دستمزد برابر با مردان، تامین محیط سالم و محدود شدن ساعت های کار صورت گرفت، اکنون به صورت طبیعی به عنوان «روز جهانی زن» گرامی داشته می شود، اما ارج گذاشتن به حرکت زنان غربی نباید باعث نادیده گرفته شدن ارزش فعالیت های زنان پیشگام دنیای شرق شود.

 

   در جغرافیای عثمانی به شکلی سنتی «زن» و «منزل» جدا از یکدیگر تعریف نمی شدند. حضور زنان در بیرون منزل، در دشت ها مربوط به کار مزرعه بود و در شهرها، در برخی کارگاه های جدید فقط به عنوان نظافتچی. علاوه براین، در استانبول عده محدودی زن در رختشوخانه ها به شستن لباس مردان مجرد می پرداختند و تعدادی دیگر که شوهران شان غذاخوری یا لبنیات فروشی داشتند، با تولیدات خانگی در اقتصاد خانواده مشارکت می کردند.

   هرچند وضعیت فوق در سال 1839 با اعلام «تنظیمات» دچار تغییر شد، انجام «اصلاحات» و پذیرش لزوم داشتن تخصص و حرفه توسط زنان، با فرمان نهاد سیاست تحقق نیافت؛ چنانکه جنگ ها و شکست های پی در پی امپراتوری عثمانی و در نتیجه ایجاد جریان های عظیم مهاجرت به شهرهای بزرگ را باید بیش از هر عامل دیگری در پدید آمدن این تغییرات موثر دانست. مرگ ده ها هزار مرد در جبهه های جنگ، خانواده های ایشان را با گرسنگی و بدبختی دست به گریبان کرده بود و اعتراض لایه های متعصب جامعه نیز نمی توانست مانع راه زنانی شود که جز سیر کردن شکم کودکان شان و تامین سر پناه، رویای دیگری در سر نداشتند. بدین ترتیب تعدادی از زنان به واسطه انجام کارهایی مثل بافندگی، دست فروشی و شستن ظروف در غذاخوری ها، به کسب درآمد پرداختند.

 

   هم زمان با تغییرات فوق، در حالیکه آموزش دختران فقط به «مکتب خانه های صبیان» محدود بود، «باب عالی» یا به تعبیر امروز، «نخست وزیری» با درک شرایط موجود تاسیس مدارسی برای زنان و دختران جوان را در دستور کار خود قرار داد. علاوه براین، عده ای از مردان نیز برای نخستین بار از ضرورت «ترقی و تعالی» زنان سخن به میان آوردند؛ چنانکه روزنامه «ترقی» در سال 1869 اقدام به انتشار ضمیمه هفتگی «ترقی مخدرات» کرد. پس از روزنامه ترقی، نشریه های دیگری نیز به انتشار مطالبی درباره زنان پرداختند و حتی چندی بعد، مجله «مربی مخدارت» به عنوان نخستین مجله ویژه زنان در سرزمین عثمانی، منتشر شد. در کنار نشریه های مذکور، کتاب هایی مثل «عائله مجموعه سی»(مجموعه خانواده)، اثر دانشمند نامی عثمانی، «شمس الدین سامی» و «انسانیت» نوشته «محمود جلال الدین» هم به مسائل مربوط به زنان توجه کردند. همه این آثار مکتوب نیز در کنار پرداختن به مقوله هایی چون آموزش، خانواده، تربیت کودک، اخلاق و اصول خانه داری، در ضرورت تحقق دو نکته اشتراک نظر داشتند: ا)نجات دادن زنان از نادانی 2)دعوت زنان به مشارکت در تولید.  بدین ترتیب این گروه با زیر سوال بردن ساختار جامعه سنتی، تاکید کردند که در غیاب زنان از دو عرصه تولید و سیاست، ترقی و توسعه امکان تحقق نخواهد یافت.

مجله قادین یولی/ از مجلات زنانه دوره عثمانی   نشریه ها یا صفحه های مربوط به زنان که نسبت به ضرورت استفاده از کاریکاتور نیز آگاهی داشتند، اسارت زنان در پیله های خود بافته را مورد نقد قرار داده، کانون انتقادها را متوجه خانواده هایی کردند که به دلیل نگرانی های اخلاقی مانع تحصیل دختران شان در مدرسه می شدند. البته در این عرصه نباید به جایگاه ویژه مجله «ترقی مخدارت» کم توجهی کرد؛ زیرا این مجله در حالی برای نخستین بار به بیان مشکلات زناشویی و مسائل جنسی(عبارت رنگی در روزنامه چاپ نشد) پرداخت که در آن زمان در گفتگوهای خصوصی نیز به صورت صریح سخنی درباره این موارد به میان نمی آمد. همچنین مجله مذکور در کنار اطلاع رسانی پیرامون حرکت زنان در سایر کشورها، به معرفی نویسندگان زن مطرح خارجی نیز می پرداخت.

 

مشروطیت و الگوی زن غربی

   در شرایط پرجوش و خروش مشروطیت دوم، تفکر رویکرد به غرب و لزوم الگوپذیری از زنان غربی بر مطبوعات زنانه عثمانی حاکمیت یافت؛ تا حدی که همه عکس های چاپ شده در صفحه های داخلی این نشریه ها، متعلق به زنان اروپایی بود. به زودی صفحه های «مد» به نشریه های زنانه اضافه شد و سپس عکس روی جلد مجله های زنانه عثمانی نیز به زنان خارجی اختصاص یافت. در سال 1908 سبک غالب چهار مجله مطرح زنان، یعنی «محاسن»، «کادین لار دونیاسی»(دنیای زنان)، «کادین لیک»(زنانگی) و «هانیملار عالمی»(جهان بانوان) چیزی غیر از این نبود، با این تفاوت که مجله «کادین لار دونیاسی» عکس اعضای «جمعیت مدافع حقوق نسوان عثمانی» را هم به چاپ می رساند. این اشخاص نخستین زنان مسلمانی به حساب می آیند که عکس شان در یک مجله به چاپ رسیده است. البته چاپ شدن تصویر این زنان، جنجال ها و محدودیت های خانوادگی شدیدی را نیز برای ایشان به همراه آورد.

 

  اما چاپ تصویری از یک زن «مسلمان – ترک» روی جلد مجله تا سال 1919 و انتشار نشریه «اینجی»(مروارید) به طول انجامید. مجله اینجی که در امپراتوری شکست خورده و تحت اشغال عثمانی – پس از جنگ جهانی اول – زنان ترک را مخاطب قرار داده بود، در جلد نخستین شماره خود طرحی از تیپ جدید و به زعم خود ایده آل یک زن عثمانی ارائه کرد. در پرتره چاپ شده روی جلد مجله «اینجی»، زنی روسری به سر، آرایش کرده و با گردنبندی از مروارید دیده می شد که اگرچه گوشه های روسری را از جلوی گردن رد کرده و در پشت سر محکم گره زده بود، دسته ای کوچک از موهایش در دو طرف صورت از زیر روسری بیرون مانده بود. چندی بعد مجله «سوس»(زینت) از نشریه های عصر جمهوری نیز تصویر روی جلد مجله اینجی را به عنوان تیپ مطلوب خود برگزید.

   در جریان آخرین تحولات به وقوع پیوسته در عثمانی، پیشاهنگی آنکارا در عرصه مطبوعاتی نیز به اثبات رسید؛ چنانکه در نشریات زنانه چاپ آنکارا، موارد مربوط به مد و ظاهر زنان در درجه دوم اهمیت قرار داشت و اولویت نخست با مقوله آموزش بود. «مکتبلی»(صاحب مکتب) و «شکوفه زار» دو مجله ای بودند که در آخرین مقطع حیات عثمانی منتشر شده و از همان نخستین شماره به حمایت از تحصیل و اشتغال زنان پرداختند. صاحب امتیاز مجله «شکوفه زار»، «عفیفه خانم» دختر یکی از آخرین وزرای آموزش و پرورش عثمانی(منیف پاشا) بود و در هیات تحریریه این مجله فقط زنان مسلمان حضور داشتند. در مجله «شکوفه زار»، خلاف سایر نشریات زنانه آن عصر، حتی یک متن هم در تبلیغ «زن خوب خانه دار شدن» و «مادر و همسری صادق بودن»(بخش رنگی در روزنامه چاپ نشده بود) به چاپ نرسید. «عفیفه خانم» در نخستین شماره مجله اش در مقاله ای نوشته بود: «ما طایفه ای هستیم که هدف استهزاء مردان قرار گرفته ایم. آنها از روی تمسخر موی ما را بلند و تدبیرمان را کوتاه می دانند. ما بدون اینکه مردانگی را به زنانگی ترجیح بدهیم یا زنانگی را به مردانگی، برای اثبات درست نبودن این ادعا تلاش خواهیم کرد.» یادداشت عفیفه خانم از آنجا که نخستین مقاله ای است که در ترکیه با هدف تلاش برای کسب برابری بین زن و مرد انتشار یافته، دارای اهمیتی تاریخی است...

منبع: روزنامه رادیکال/ چاپ ترکیه/ 11 مارس 2007

Çeviren: aydın farangi

  این ترجمه در صفحه زنان شماره ۷۴۸ روزنامه سرمایه چاپ شد/ سه شنبه ۷ خرداد ۸۷

+ نوشته شده در  2008/6/8ساعت 3:54  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

اصلاح قانون ارث بری زنان از دستور خارج شد

روزنامه اعتماد: نمایندگان مجلس شورای اسلامی به بررسی خارج از نوبت طرح تغییر ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر رای ندادند. طرح ارث بری زنان از کلیه اموال منقول و غیرمنقول شوهر که در بهمن ماه سال گذشته و در آستانه برگزاری انتخابات مجلس وارد مرحله جدی تری شده و قرار بود این طرح پس از پایان بررسی بودجه سال ۷۸ در مجلس مطرح شود اما نمایندگان مجلس هفتم روز چهارشنبه به بررسی خارج از نوبت این طرح در مجلس رای ندادند.

نفیسه فیاض بخش نماینده تهران در همین زمینه گفت: «به استناد ماده ۱۴۸ آئین نامه، باید این طرح خارج از نوبت در دستور کار مجلس قرار بگیرد اما آقای باهنر نظرشان این بود که باید درباره طرح این موضوع در مجلس رای گیری شود و متاسفانه با اختلاف آرای بسیار کمی مجلس به این موضوع رای نداد. یکشنبه (امروز) قرار است به موضوع رای گیری اعتراض کنم چون طبق ماده ۱۴۸ و به دلیل گذشت سه ماه از اعلام وصول این طرح در کمیسیون قضایی باید این طرح خارج از نوبت در مجلس رسیدگی شود و برخلاف نظر آقای باهنر احتیاجی به رای مجلس برای بررسی این طرح در صحن علنی مجلس نیست. البته همان روز چهارشنبه هم به این موضوع اعتراض کرده بودم ولی آقای باهنر توجهی نکردند.»

بحث ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر ۲۷ آذرماه در مجلس شورای اسلامی با ۱۱۴رای مثبت و با قید یک فوریت به تصویب رسید. زنان نماینده مجلس تصمیم گرفتند پس از پایان بررسی بودجه سال ۸۷ در مجلس شورای اسلامی، این طرح را دوباره با قید دوفوریت به صحن علنی مجلس بیاورند تا زمینه تغییر این قانون در مجلس هفتم فراهم شود. اما حالا با گذشت سه ماه از اعلام وصول این در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی، که باید پیش از نوبت در صحن علنی مجلس مطرح شود، نمایندگان به بررسی پیش از نوبت این طرح در مجلس رای ندادند.

+ نوشته شده در  2008/5/5ساعت 1:8  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

لايحه "مجازات اسلامی" و مجازات سنگسار

 
سحر طالبی
وكيل پايه يك دادگستري

پس از اطلاع از تدوین لایحه جدید مجازات اسلامی، بر این باور بودیم که تدوین کنندگان لایحه، تأمل و تدبر بیشتری را در خصوص جرایم و مجـازاتهای خاصی که در چند سال اخیـر، موجب ایـجاد مشکلات عدیده، چـه از جهت صـدور و چه از جهـت اجـرای حکم شده اند، خواهند داشت .

پس از انتشار پیش نویس لایحه و مطالعه آن، صرف نظر از موارد مثبت یا منفی در کلیت لایحه، موارد ذیل در خصوص مبحث اول از فصل دوم جرایم مجازات های حدی، جاي بحث و تأمل فرواني دارد:

در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370، جرم زنای محصنه تعریف و مجازات سنگسار به عنوان مجازات این جرم تعیین شده بود. علیرغم قانونی بودن جرم و مجازات و صراحت قانون در این مورد، اجرای این مجازات به علت آثار و نتایج حاصله در مقطع خاصی از زمان متوقف گردید؛ البته مسئولان قضايي هم همواره سعي در كتمان اجراي حكم سنگسار داشتند. به گفته مديركل زندان‌‏های استان تهران، در پنج سال گذشته هيچ حكم سنگساري در كشور و به ويژه در تهران اجرا نشده است.

ولیکن از آنجا که این مجازات (سنگسار) در قانون به عنوان مجازات شرعی و قانونی جرم زنای محصنه وجود داشت، اجرای آن نیز نمی توانست خلاف قانون باشد و از همین رو شاهد اجرای چند حکم سنگسار در دو سال اخیر بوده ایم.

شواهد و اسناد غيرقابل انکاری در دست است که نشان مي دهد صبح روز 17 ارديبشهت 1385 دو نفر به نامهاي محبوبه. م و عباس. ح در بهشت رضای مشهد سنگسار شده اند. همچنين زني به نام معصومه، محکوم به رجم، مرداد ماه 1385 پس از انتقال از زندان رجايي شهر به زندان اوين، در يک اتاق دربسته حلق آويز شد. زن ديگری نيز در اسفندماه سال گذشته به جرم زناي محصنه در قزوين در ملأ عام به دار آويخته شد.

و اکنون در لایحه جديد مجدداً مجازات سنگسار برای جرم زنای محصنه تعیین شده. تنها نکته مثبتی که در این مبحث اضافه شده تبصره 4 ماده 5 – 221 است که اشعار می دارد :

" هرگاه اجرای حد رجم مفسده داشته و باعث وهن نظام شود، با پیشنهاد دادستان مجری حکم و تأیید رئیس قوه قضائیه در صورتی که موجب حد با بینه شرعی اثبات شده باشد، رجم تبدیل به قتل می شود و در غیر این صورت تبدیل به صد ضربه شلاق می شود."

همان طور که می بینیم، تدوین کنندگان لایحه هم بر این باور هستند که اجرای مجازات سنگسار می تواند باعث ايجاد مشكلات فراواني در سیستم قضايي کشور شود و به همين دليل امكان تبديل آن را طبق این تبصره در لايحه مجازات پيش بيني كرده اند.

ضمن تأکید بر مثبت بودن این تبصره و پیش بینی چنین امری در لایحه مجازات اسلامی به عنوان راهکاری جهت تبدیل نمودن مجازات سنگسار، لازم به ذکر است که در سالهای اخیر بارها و بارها مراجع مذهبی و حقوقی مختلف در خصوص لزوم تغییر این مجازات بر حسب مقتضیات زمان و مکان، تحقیق نموده اند و به نظر می رسد با توجه به منبع اولیه استخراج احکام شرعی یعنی قرآن، بتوان با تحقیق بیشتر به فکر حذف اين مجازات و يا تغيير آن به مجازات هاي ديگري بود. گروهي از فعالان جنبش زنان نيز با راه اندازي كمپين"قانون بي سنگسار" و با هدف حذف مجازات سنگسار از قانون، به دفاع از زناني پرداخته اند كه سالهاست به بهانه اجراي مجازات سنگسار در زندان به سر مي برند.

بدیهی است عمده نگرانی از تصویب این مبحث و عدم حذف مجازات سنگسار آن است که مسلماً انتشار قانون به این شکل، خود می تواند از ابتدا راه بحث و پیش بینی های منفی را باز گذارد؛ در حالی که همه اعضای جامعه حقوقی کشور بر این امر واقف هستند که شارع و سپس قانون گذار به حدی راههای اثبات جرم زنای محصنه را دشوار و دقیق پیش بینی نموده اند که عملاً اجرای چنین مجازاتی غیر ممکن شود.

لذا امید است که در بازنگری و تصویب لایحه، این مورد با دقت بیشتری بررسی شود تا قانون مجازات اسلامی بعدی با تغییرات مثبت و بنیادین بتواند خود به عنوان عامل بازدارنده جهت جلوگیری از وقوع چنین جرائمی کاربرد داشته باشد .


+ نوشته شده در  2008/4/30ساعت 1:10  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

مسأله‌ی زن و مسأله‌ی ملی

 

7-mart-2007

 

 

عليرضا صرافي

Sarrafi2006@yahoo.com

مقدمه:

سال 1383 به‌عنوان نقطه‌ي عطفي در جنبش زنان آذربايجان، قابل

ارزيابي است. در اين سال نخستين گردهم‌آيي زنان به مناسبت روز

 جهاني زن در شهر تبريز برپا شد. اين گردهم‌آيي و فعاليتهاي گسترده‌اي

 که به موازات آن صورت گرفت، در رسانه‌هاي جمعي پژواکهاي

 فراواني برانگيخت، پس از آن سايتهاي اينترنتي و مطبوعات

 ما جايگاه خاصي را براي طرح مسأله ‌ي زن اختصاص

دادند و مسأله‌ي زن در دستور کار بسياري از فعالين قرار گرفت[1]...

 

کارمايه‌ي اوليه‌ي مطالبي را که ذيلا خواهيد خواند، به صورت

مقاله‌اي[2]در همان سال و به مناسبت روز جهاني زن، منتشر شده

 

 بود. در اينجا سعي کرده‌ام در قالب برخي عبارات و احکام منطقي،

 نسبت به مقايسه‌ي مسائل و جنبشهاي اجتماعي زنان و مليتها و

 نشان دادن مشابهت‌هاي آنها پرداخته، نارسائيها موجود و تعامل

متقابل آنها را بازگو نمايم، ....و نهايتا به نتيجه‌گيري بپردازم.

 

هنگام مطالعه‌ي متن زير لازم است، اين دو نکته را نيز مد نظر

داشته باشيد:

·     

       هر کدام از اين عبارات و احکام منطقي، به‌تنهايي حاوي ارزش

 مستقلي هستند. ترتيب شماره‌ي آنها، الزاما به معناي اولويت‌بندي

آنها نيست.

 

·            مضمون اين عبارات و احکام منطقي داراي محتوايي عام است.

اما در برخي جايها براي اينکه بهتر قابل درک باشند، به عنوان مثال از

 اسامي خاصي (چون آذربايجان و فارسي و.. ) استفاده کرده‌ام. اين نيز

 نبايد به هيچوجه از ارزش عام بودن آن بکاهد.

 

.


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2008/3/12ساعت 3:24  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

قتل هاي شرافتي

مهرانگيز کار - دوشنبه 29 بهمن 1386 [2008.02.18]

po_mehrangiz_kar_01.jpg

پرسش اين است؟ آيا آمار قتل هاي شرافتي که زنان قربانيان آن مي شوند در ايران بعد از انقلاب افزايش يافته ‏است؟ اگر اين گونه است کدام عوامل به افزايش قتل ها کمک کرده است؟ ‏

پرسش را از ده ها زاويه مي توان بررسيد و پيرامون آن اظهار نظر کرد. اما پيش از هر نوع بررسي لازم است ‏ابتدا يقين حاصل کنيم که نرخ قتل هاي شرافتي بعد از انقلاب در ايران بالا رفته است. در اين خصوص نمي شود ‏به صورت قاطع اعلام نظر کرد. هنوز قوه قضاييه ايران به انتشار آمارهاي دقيق در اين باره نپرداخته و ‏پژوهشگران را دست خالي گذاشته است. پژوهشگران عموما از طريق مطبوعات و وبلاگ ها در اين باره کار مي ‏کنند. اما آمارهاي رسمي و قابل اعتماد در اختيار ندارند. جمعيت ايران نسبت به پيش از انقلاب تا حدود دو برابر ‏افزايش يافته و در نتيجه افزايش قتل هاي شرافتي را بايد با در نظر گرفتن افزايش جمعيت مورد مطالعه قرار داد. ‏از طرفي عوامل تازه اي مانند انقلاب و جنگ در کار بوده و جمعيت روستاها به سبب اين دو عامل جذب زندگي ‏شهرنشيني شده است. اين خود به تنهايي مي تواند مانند يک عامل تغيير دهنده در مطالعات وارد بشود. انتقال ‏فرهنگ روستايي و در پاره اي مناطق فرهنگ قبيله اي و عشيره اي به شهرها در نتيجه انقلاب و جنگ تحقق ‏پذيرفته است. ‏

قدمت قتل هاي شرافتي به قدمت ساختار مردسالاري در جهان است. اما نرخ آن در همه جهان يکسان نيست. آن ‏چه قتل هاي شرافتي را در جوامع با اکثريت مسلمان عمده مي کند اين است که در جوامع مورد اشاره قانونگذار ‏مدافع قاتل در قتل هاي شرافتي بر ضد زنان مي شود و اين شيوه از قانونگذاري را برگرفته از اسلام و شريعت ‏اعلام مي کند. قانونگذار با مرزبندي خاصي افراد دو جنس را از هم جدا مي سازد. ويژگي هاي طبيعي انسان مانند ‏عاشقي، حسادت هاي عاشقانه، رقابت هاي عشقي، تعصب، غيرت، ابراز خشم در مواجهه با خيانت جفت جنسي و ‏نظاير آن در قوانيني که در جوامع با اکثريت مسلمان از تصويب مي گذرد خاص افراد جنس مذکر است و از نگاه ‏قانونگذار زنان از اين ويژگي هاي طبيعي و انساني بهره اي ندارند. مي شود فهميد که بر همين پايه نهادهاي ‏قانونگذاري در جوامع با اکثريت مسلمان چرا دست به ترکيب نهاد چند همسري براي مردان نمي زنند و چرا در ‏قوانين جزايي براي مردي که به بهانه پاسداري از شرافت مرتکب قتل عمد يک زن مي شود مجازاتي در نظر ‏نمي گيرند. در اين جوامع قانونگذار زن کشي را در پناه قانون تبديل به امري مشروع کرده است. همين قانونگذار ‏چنانچه جاني زن باشد و از فرط حسادت و عشق و غيرت و تعصب گرفتار جنون آني شده و جفت جنسي اش را ‏کشته باشد معافيت از مجازات را نمي پذيرد.‏

اين شيوه از قانونگذاري خاص جمهوري اسلامي نيست. در ايران پيش از انقلاب هم که قانون مجازات عمومي از ‏همه حيث مدرن و متناسب با واقعيات اجتماعي بود به قتل شرافتي که مي رسيد همان گونه عمل مي کرد که ‏قانونگذار در جمهوري اسلامي عمل کرده است. در آن زمان هم ماده 179 قانون مجازات عمومي را داشتيم که ‏مثل دشنه از آستين قانونگذار بيرون آمده بود و يک راست به قلب زنان فرو مي رفت. بعد از انقلاب مشابه آن با ‏شماره 630 در قانون مجازات اسلامي بازسازي شد. البته در اين بازسازي معافيت از مجازات فقط در صورتي ‏که مرد همسرش را به بهانه هاي ناموسي بکشد شامل حال جاني مي شود و چنانچه جاني خواهر، مادر يا دخترش ‏را به بهانه هاي ناموسي به قتل برساند ظاهرا نبايد مشمول معافيت مندرج در ماده 630 بشود. اما ديده ايم که ‏قضات در اين موارد هم معافيت جاني از مجازات را تأييد مي کنند و به استناد مواد ديگري از قانون مجازات ‏اسلامي به اين معافيت شکل قانوني مي بخشند. از طرفي به موجب ماده 220 همان قانون چانچه پدر و جد پدري ‏فرزند يا نوه خود را عمدا به قتل برساند از مجازات قصاص معاف است. مي شود گفت اين نيز مجوز قانوني ‏ديگري است در اختيار افراد مذکر خانواده تا هرگاه اراده کنند دخترشان را به قتل برسانند و از مجازات قصاص ‏هم بگريزند.‏

در دادگاه ها پس از اجرايي شدن قانون مجازات اسلامي در مواردي که مرد همسر يا خواهر خود را به قتل ‏رسانده و در دادگاه اعلام کرده به تصور داشتن رابطه نامشروع دست به خون همسر يا خواهرش آلوده کرده است ‏تبرئه شده و ادعاي جاني بر اين که تصور مي کرده مقتوله با مردي رابطه نامشروع داشته براي قاضي کافي بوده ‏تا جاني را مشمول عنايت خود قرار دهد. در اين پرونده ها خيانت همسر يا رابطه نامشروع خواهر يا مادر احراز ‏نشده اما قاضي با هدف تبرئه جاني از تبصره 2 ماده 295 و ماده 226 قانون مجازات اسلامي استفاده کرده که ‏به موجب اين مواد قانوني هرگاه کسي به قتل عمد ديگري اقدام کند به تصور آن که آن شخص مهدورالدم يعني ‏واجب القتل است مجازات قتل عمد که قصاص است شامل حالش نمي شود. از اين مواد قانوني که اثري از عدالت ‏و احترام به حق حيات انسان در آن مشاهده نمي شود بعد از انقلاب تا حال براي تبرئه جانياني که مرتبط با حوزه ‏هاي قدرت حکومتي بوده اند سوء استفاده شده است. مانند پرونده قتل هاي محفلي کرمان که جانيان در پناه مواد ياد ‏شده از تحمل مجازات متناسب با جناياتي که مرتکب شده بودند معاف شدند. قضات در پرونده هايي که کاملا ثابت ‏شده زني که به قتل رسيده روابط نامشروع با ديگران نداشته است جاني را با استناد به مواد 295 و 226 قانون ‏مجازات اسلامي مستوجب قصاص ندانسته و فقط به پرداخت خون بها (ديه) محکوم کرده است. از آنجا که مي ‏دانيم خون بهاي زن نصف مرد است و تازه اگر جاني ثابت کند که در فقر و مسکنت است دولت بايد ديه را ‏بپردازد، لذا مي بينيم تا چه اندازه در عرصه قتل و جنايت قانونگذار از مرد جاني حمايت کرده و قرباني را که زن ‏است تنها گذاشته است. بنابراين مشوق هاي قانوني و مشوق هايي که توسط قضات مرد در مرحله اجراي قانون در ‏اختيار مردان متهم به زن کشي قرار مي گيرد چنان است که بايد آن را مهم ترين عامل در افزايش قتل هاي ‏ناموسي و شرافتي به شمار آورد. با اين وصف مشوق هاي فرهنگي را نبايد دست کم گرفت و ناگفته گذاشت. ‏فرهنگ سازي در سال هاي بعد از انقلاب کمترين تناسبي با واقعيات اجتماعي نداشته است. همين بس که مردم به ‏چشم مي بينند پليس که نماد حکومت است در محافل عمومي به عناوين گوناگون دست به سوي زنان دراز مي ‏کنند. نسبت به آنان خشونت جسمي روا مي دارد. با آنها بد زباني مي کند که نمونه فاحش خشونت زباني است. ‏عکس ها و تصاويري روي اينترنت نقش مي بنددکه به خوبي گوياي ستمي است که بر زنان قرباني مي رود و ‏ضرورتي ندارد تا دنبال مدارک جرم در بايگاني هاي راکد بگرديم. مأموريني که نسبت به زنان به نام حکومت و ‏به بهانه نوع حجاب خشونت مي ورزند به آن چه مرتکب مي شوند مباهات مي کنند. بنابراين فرهنگ سازي از ‏همين جا شروع مي شود. حکومت به بهانه اصلاح جامعه تاکنون به گونه اي رفتار کرده که گويي زنان مجرمين ‏بالفطره هستند. شايد با اين مبناي اعتقادي است که از يک طرف مشوق هاي قانوني براي خشونت ورزي به زنان ‏از تصويب گذشته و از طرف ديگر با حمله وهجوم به زنان در محافل عمومي و معابر عمومي و پارک ها بر ضد ‏آزادي آنها در زندگي خصوصي و انتخاب پوشاک فرهنگ سازي شده است. با وجود آن قوانين و اين شيوه از ‏فرهنگ سازي البته کاهش قتل هاي شرافتي شدني نيست. وقتي حکومت مباني اعتقادي قبيله اي و عشيره اي را ‏تبديل به قانون مي کند و خود به تبليغ آن مي پردازد چگونه مي توان به کنترل قتل هايي که به بهانه حفظ شرافت ‏انجام مي شود و زنان قرباني آن هستند پرداخت. اگر تصور اشخاص براي دست زدن به قتل کافي است چرا قوه ‏قضاييه با اين عرض و طول ايجاد شده است؟ اگر داوري اشخاص کافي است تا افراد سزاوار مجارات مرگ ‏کشف بشوند، پس محاکم جنايي چرا تأسيس شده است؟ ‏

در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران فقط يک منبع براي قانونگذاري به رسميت شناخته شده که شريعت و ‏مباني اسلامي است. تازه همين منبع منحصر به فرد را کساني تفسير مي کنند که پايبندي به تفاسير کهن از اسلام ‏بهانه و انگيزه شان است تا قانونگذاري بر ضد حقوق و آزادي هاي انساني زنان را مشروعيت ببخشند. در شرايط ‏کنوني به نظر نمي رسد شانس و فرصتي با هدف تجديد نظر در قوانين پيش روي زنان باشد. اميد به اصلاح به ‏کلي از بين رفته است و در شرايطي که يک ماهنامه زنانه را به جرم آن که از قوانين تبعيض آميز سخن مي گويد ‏لغو امتياز مي کنند قتل هاي شرافتي حتي اگر تا کنون نرخ فزاينده هم نداشته باشد در آينده پيدا مي کند. قانون، ‏شرع، مفسران مباني اسلامي، نهادهاي فرهنگي حکومت و به طور کلي سياست هايي که ورود دولت به حوزه ‏زندگي خصوصي را اجازه مي دهد و در بيشتر موارد بر ضد زنان فرهنگ سازي مي کند مدافع و پشتيبان مرداني ‏است که دست به قتل زنان مي زنند و نيک مي دانند به علت قتل يک زن مجازات نمي شوند. در صورتي هم که ‏آنها را ناگزير به تحمل مجازاتي کنند، آن مجازات از نوع خون بها (ديه) است که تازه آن هم نصف خون بهاي ‏مردان است و مجازاتي است در حد هيچ!‏

+ نوشته شده در  2008/2/18ساعت 4:45  توسط نسرین قاراداغلی  | 

 

اگر کسی مورد تجاوز جنسی

 

 قرار گرفت چکار انجام دهد؟


یازینین آردین بوردا اوخویون
+ نوشته شده در  2007/12/28ساعت 5:2  توسط نسرین قاراداغلی  |